سهم مادران افغان از فرزند(۲)
تاریخ شفاهی و گنجینه های ملی یک ملت لالاییها، شعرها، قصه های ملی، شعور ملی، عشق به وطن، به واسطهی مادرها و به زبان مادران به فرزندان منتقل میشود. حیات ملی یک ملت با تمام هستی اش با علم ملی زنان نسل به نسل حفظ میگردد. زن جوهرهٔ یک ملت است. افلاطون می گفت«زنان با یک دست گهواره و با دست دیگر جهان را تکان می دهد.» زن و مادر به عنوان منشأ قدرت یک ملت در حفظ استقلال و پیشرفت آن ملت اثر ژرف دارد، پس باید قبول کرد که، زن با سواد و تحصیلکرده و آگاه از مناسبات اجتماعی می تواند فرزندان بالنده و خلاق تربیت کند
زنان نیمی از جامعهای هستند که کل آن جامعه را هم به دنیا میآورند و هم در تربیت آن نقش اساسی دارند. اخلاق و طرز فکر کردن و روحیات و ارزشهای یک ملت زاده نوع پرورش آنان در ایام طفولیت است. زن و مادر به عنوان منشأ قدرت یک ملت در حفظ استقلال و پیشرفت آن ملت اثر ژرف دارد، پس باید قبول کرد که، زن با سواد و تحصیلکرده و آگاه از مناسبات اجتماعی می تواند فرزندان بالنده و خلاق تربیت کند.
وابستگی زنان به مردان در بسیاری جوامع حقیقتی است که اغلب موجب نگرانی زنان است. در زندگی واقعی، تمایز بین حقوق مدنی و سیاسی و حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی همگی ساختگی است. برای زنان به طور خاص، تحقق کامل حقوق مدنی و سیاسی بدون برخورداری از حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی غیر ممکن است. زنانی که به لحاظ حقوق اقتصادی و اجتماعی در شرایط نابرابر هستند، از آزادی، امنیت شخصی، مصونیت از خشونت، استقلال جنسی و شخصی، حریم خصوصی، و یا حقوق کامل شهروندی هم برخوردار نیستند. بنابراین دستیابی زنان به حقوق مدنی و سیاسی وابسته است به بهره مندی آنان از حقوق برابر اقتصادی، رفاه اجتماعی و آزادی.
زن در اسلام جایگاه والا دارد یک انسان بوده و مخاطب خداوند بوده و مسولیت انسانی و خلیفهی خداوند بودن را همچون مردان بر عهده دارد به علاوه زن مقام مادری برای انسانها را دارد. شرایط ظهور اسلام را مطالعه کنیم و متوجه شویم اسلام به سهم خویش با تبعیض جنسی مبارزه کرد. اسلام در جامعه و بستری درخشید که دختران را گهگاهی زنده به گور می کردند در چنین بستری اسلام برای زن جایگاهی همطراز مردان داد. نخستین مسلمان «خدیجه»و نخستین شهید راه اسلام«سمیه» زن بودند. زنی به نام هاجر مادر حضرت اسماعیل مدفنش همجوار کعبه و مطاف مسلمانان می باشد. در قرآن از زنانی بزرگی یاد شده که رهبری یک ملت را به عهده داشته همچون ملکه سبا و نیز زنانی همچون آسیه که حقیقت را زودتر از مردان آن سرزمین درک کرد. زنانی زیادی در اسلام مورد توجه هست که کارهای اجتماعی و سیاسی در حد لزوم آن شرایط می کرده است ازجمله «فاطمه زهرا» و همسر پیامبر «عایشه» . سایر زنان صدر اسلام نیز در نبردها شرکت می کردند و در رای گیری آن زمان که به شکل بیعت بود سهم داشتند و حتی در صحنه های نبرد حاضر می شدند. ناگفته نماند برخی از سختگیریهای که به نام احکام دین در مورد زنها شایع شده همانند آنچه که سلیقه و شرایط فرهنگی شبه جزیره عربستان روا می داشتند و بعدا در بلاد اسلامی نهادینه شد زاییده فقر فرهنگی، محیط، تاریخ و تاریخ سازان بوده است .
داستان شان نزول آیه حجاب بر طبق حدیث صحیح بخاری از مهمترین منبع اهل سنت. بر اساس این داستان خلیفه دوم بر پیامبر اکرم پیشنهاد کرد تا زنها راجع به حجابشان سخت گیر باشند و خود را از نامحرم بپوشانند و طبق حدیث فوق همان ایدهی خلیفه دوم و برخوردش با سوده همسر پیامبر باعث سخت گیری نسبت به زنان و نزول آیه شد. حجاب چیزی بود مورد علاقه خلیفه که بعدا رنگ شرعی گرفت. ( صحیح بخارى ، ج 3 ، ص451 باب 45 ، حدیث 1220. همان ، ج 4 ، ص 75 ، ب 116 ، ح 166.) كشاف ذيل آيه 53 سوره احزاب مینويسد: خلیفه دوم مسلمین، خيلی علاقهمند بود كه زنان در پرده باشند، او به زنان پيغمبر میگفت: اگر اختيار با من بود، چشمی شما را نمیديد. يك روز بر آنان گذشت و گفت آخر شما با ساير زنان فرق داريد همچنانكه شوهر شما با ساير مردان فرق دارد. بهتر است خود را بپوشانید. زينب همسر رسول خدا گفت: فرزند خطاب وحی در خانه ما نازل میشود و آنگاه تو نسبت به ما غيرت می ورزی و تكليف معين میكنی ؟ ( تفسیر کشاف ذیل آیه ی 53 سوره احزاب) شواهد از قبیل موارد فوق زیاد است که به دو مورد مهمتر اشاره کردیم. اگر احادیث فوق را بپذیریم، خود گواه بر این است که نگرش تبعیض آمیز محیط و جامعه شبه جزیرهی آن زمان راجع به زنها باعث سخت گیریهای نسبت به آنان بوده است که جزء ذاتیات دین توسط اکثریت پنداشته شده. ای بسا مسایلی که ما جزء ذاتیات دین می دانیم ولی آن مسایل، زاییده ی شرایط اقلیمی و فرهنگی شبه جزیره عربستان است.
«سوده» که در عصر خلافت علی (ع ). او مردم را در جنگ صفین با زبان شعری به یاریی علی دعوت می کرده است این زن بعد از شهادت علی (ع ) روزی به نزد معاویه که ردای خلافت بر تن داشت می رود و از ظلمهای والی منصوب معاویه لب به شکایت می گشاید اما معاویه با ترساندن زن می خواهد او را وادار به خانه نشینی کند . سوده رو به معاویه کرده و در قالب شعری می گوید :«صلی الله علی جسم تضمنه قبر فاصبح فیه العدل مدفونا» جانم به فدای کسی که با مرگش عدالت را با خود به زیر خاک برد.
معاویه می پرسد: این اشعار راجع به چه کسی بود؟ منظورت کیست؟ سوده می گوید: روزی شکایت جامعه خویش را به نزد علی (ع) بردم و از ستم استاندارش شکایت کردم، علی که از عبادت فارغ شده بود به من نگفت: ای زن برو در کنج خانه بنشین. بلکه علی کار مرا با عمل خویش تایید کرد و در جواب من رو کرد به آسمان کرد و گفت: خدایا علی را مواخذه نکن من راضی به ظلم فلان کس نیستم و بعد دستور عزل کارگذار مورد نظر را صادر کرد. بعد از نقل این داستان نظر معاویه عوض شد و دستور داد با سوده برخورد نیکی شود.
بعد از حادثه کربلا و افشا گری های دختر علی «زینب» سلاطین اموی و عباسی و... برای زهر چشم گرفتن از زنان و جلوگیری از الهام گرفتن آنان از زینب و شرکت آنان در قیامها، دستورهای عجیبی دادند تا مبادا زنان در امور سیاسی و اجتماعی دخالت کنند. آنان می خواستند زنان که نیمی از پیکره جامعه هست خانه نشین باشند تا مبادا با ورود زنان در صحنه های سیاسی و اعتراضی غیرت مردان نیز مشتعل شود، آنان به طور نمونه دستور می دادند اگر زنی در سپاه مخالف خلیفه شرکت کند بعد از اعدام اندام او را برهنه کردن و بر دروازه ی شهر آویزان کنند! با مطالعه در تاریخ متوجه می شویم سلاطین و سلسله های مستبد در نابودی مخالفین و فرهنگ سازی افراطی و سرکوب مردم به ویژه زنان نقش به سزایی داشتند و همین نگرش زن ستیز باعث شده که جامعه اسلامی در رخوت، تعصب و تبعیض به ویژه نسبت به زنان قرنها باقی بماند و تا امروزه زنان حقوق شان مورد توجه قرار نگیرد.
بیایید اکنون که عصر انفجار اطلاعات است و زنان ما همه خواهان حقوق مشروع خویش هستند، و مسایل جاری افغانستان در معرض دید و عینک نقاد جامعه بشری است، نخست از خویش و خانواده خویش شروع کنیم و از خود بپرسیم :« آیا ما به تمام معنی همان حقی که برای زن هست وجدانا پرداخته ایم؟ آیا وجدانا وقتی به دختران جامعه خویش نگاه می کنیم آنان را به چشم مربی نسل آینده می بینیم و سرمایه گذاری برای اعتلای آنان را قبول داریم؟ یا اینکه در ته دل و زیر لب می گویم زنها موجودات ناقص العقل هست و فرزند پسر را بر دختر و جنس مذکر را بر مونث ترجیح می دهیم؟ چرا عملا زنان ما همطراز مردان ما سواد نداشته و به آسانی نمی توانند ادامه تحصیل بدهند؟ چرا در خانواده های اطرافیان و محیطمان زنان دچار فشارهای مختلف ازجمله ازدواج اجباری و یا ازدواج در سنین کودکی هستند؟ چرا هر روزه خبر می شویم که مردان مسن علی رغم داشتن دو یا سه زن، دختر جوانی را به تازگی به عقدش در آورده؟ و چرا در منازعات جامعهی منازعهخیز ما، اکثرا قضیه را با یک عقد اجباری دختری به طرف مقابل خاتمه می دهند؟ چرا به این همه آمار خود سوزیهای زنان در جامعهی ما روز افزون هست ؟ مگر نه این هست که فرهنگ سازان جوامع در روزگار کنون دارند در نگاهشان به زن تجدید نظر می کنند؟ چرا توجه عمیق و ریشه ی برای بنایی یک فرهنگ سالم صورت نمی گیرد؟
باید آرام آرام از سمت جامعه و خانواده مرد سالار به سمت جامعه و خانوادههاى منطقسالار حرکت کنیم. باید در مقابل مردیت استعلایى قرار بگیریم و با این نوع اندیشه مبارزه کنیم. مردیت استعلایى، یعنى مرد به دلیل مرد آفریده شدن حس برترى دارد و خود را رئیس خانواده مىداند. این اندیشه در تاریخ تولید شده است، ولى همان زمان هم نادرست بود و با حیثیت انسانى تعارض داشت. امروز به هیچ وجه این اندیشه با دنیاى جدید تطابق ندارد.
برای رفع تبعیض علیه زنان بايد فرهنگ سازی کرد و اين فرهنگ سازی از خانواده شروع می شود.برای بر طرف کردن تبعيض زنان در جهان بايد حقيقت را به مردهای خودخواه و نادان گفت،که شما حق انسان بودن خودرا از مادران يعنی زنان داريد. زن است که انسان می افريند و تربيت می کند زن است که جان خودرا برای انسان قربانی می کند. مردها همه با هم اندازۀ يک زن برای انسان بودن و ادامۀ تکامل و توليدمثل مهم هستند. در جامعه ای که زنان برابر هستند،انسانها خوشبختتر هستند، براينکه انسان زن کاملتر است و اين را همۀ مردها مي دانند.
برای از بین بردن تبعیض باید اول فرهنگ سازی کرد زیرا در جامعه ی دارای فقر فرهنگی، قوانین دینی و غیر دینی به راحتی بازیچه دست قدرتمندان خواهد شد و برای شانه خالی کردن مردان از زیر بار تعهدت قانونی راه های بسیاری پیدا خواهد شد. کاش کشور مرد سالار و طالبان پرور ما روزی به این فرهنگ دست یابد که دشواری زن بودن به مراتب از مرد بودن در این کشور زیادتر هست:
بيا ای دوست اينجا در وطن باش
شريک رنج و تبعيضات من باش
زنان اينجا چو شير شرزه کوشند
اگر مردي،در اينجا باش و زن باش
چند دوبیتی از نور الله وثوق:
http://www.khosha.org/Pages_/khosha-c%2024-07-10.html
مترس ازیورشِ خاشاک ای زن
بزن برچشمِ غفلت خاک ای زن
چلیپایی بکش بر تیرگیها
بشو مثلِ سحربیباک ای زن
خداوندا زن این کو ، چه کرده
چرا آزاده گردد باز برده
دلِ آیینۀِ عالم شود آب
برافتد گر ازین افسانه پرده
رسیده پایِ بوناکِ عدویت
تفنگش رانشان کرده به سویت
پریده رنگم ازکابوسِ وحشت
زهرسوسنگ می باردبه رویت
این مطلب قبلا در این سایتها نیز نشر شده:
http://www.ariaye.com/dari7/zan/fetrat.html
http://www.kabulpen.com/articles/persian/social/2010/07/29/3048.html
سید محـمد حسینی (فطـرت) هستم فارغ التحصیل علوم دینی یک دوره خارج فقه و اصول (معادل فوق دکتری در علوم دینی). همینطور فارغ التحصیل رشته دین و رسانه مقطع کارشناسی ارشد و دانشجوی مقطع دکتری و نیز دارای مدرک حوزوی معادل دکتری. محقق حوزه عرفان، حکمت، ادیان و نویسنده.