ما و لیلة القدر معرفت علوی

1-  رمضان ماه مهمانی خداست

پیامبر اکرم ماه مبارک رمضان را ماه مهمانی خداوند معفرفی کرده است. عارف بزرگ اسلامی حضرت مولانای بلخ نیز هدف از روزه را وصول به سفره آسماانی و ملکوتی معرفت الهی معرفی می کند:

لب فروبند از طعام واز شراب

سوی خوان آسمانی کن شتاب

گرتواین انبان زنان خالی کنی

پرزگوهر هایی اجلالی کنی

2-  سفره ضیافت الهی؛ سفره معرفت است.

قرآن کریم می فرماید:<شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس...>؛ ماه رمضان ماهی است که در آن قرآن نازل شده است که این قرآن هدایت برای بشر است. هم  چنین در باره فلسفه روزه و صیام می فررماید: کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون>؛ طبق این آیه شریفه هدف از روزه، رسیدن به گوهر قدسی تقوا است. و تقوی هم که محصول جهاد  اکبر و رهایی از دام تعلقات نفسانی و دنیوی است در پرتو معرفت داخل شدن قلب و عقل آدمی در بهشت اسماء و صفات الهی و تخلق به اخلاق ربوبی حاصل می شود.

3-  شب قدر شب اعتلای آدمی است.

شب قدر شب نزول قرآن است، شب مهمانی و ضیافت الهی بر سر سفره عقل و شهود است. پس شب قدر شب داخل شدن در کوی معرفت است و شبی است کهکه انسان زمینی و طبیعی و انسان ناسوتی تبدیل می شود به انسا ن ملکوتی و خدایی.شب  قدرشبی است که انسان ظلوم و جهول و هلوع تبدیل می شود به انسان <انی جاعل فی الارض خلیفة> و انسان <لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم>.

اتصال قلب با روح قدسی و الهام گرفتن بشر از فطرت خدایی واز غیب وجودی خویش که قرآن در باره آن می فرماید:<فالهمها فجورها و تقویها> و پیمودنن قوس صعودی در پرتو تخلیه از رذایل و اخلاقی و تحلیه فضایل، را عارفان شب قدر تفسیر کرده اند. شبی قدری که محور وجود آدمی را از خاک به سوی افلاک تغییر  می دهد چنین شب قدری از هززار ماه عبادت برتراست. . در پرتو چنین سلوکی فلب آمدی در فنای اسماءو صفات الهی ، رنگ خدایی گرفته و آئینه خدای نما گردیده و آدمی متخلق به اخلاق الهی شده و <نفخت فیه من روحی> که از روح خدا در او به ودیعت است، به مقام فعلیت می رسد.

رسد آدمی به جای که بجز خدا نبیند

تو ببین که تاچه حد است مقام آدمیت

طیران مرغ دیدی تو زپای بند شهوت

بدرآی تا ببینی طیران آدمیت

4-  علی شهید راه معرفت است.

علی(علیه السلام) از زمان نوجوانی به نبوت پیامبر اسلام ایمان آورد، او با ایمان آوردن خویش بزرگترین بت شکنی را قبل از همه مسلمین در آندوره اغازیده بود. همه فداکاری های آن حضرت از قبیل خوابیدن در بستر پیامبر در شب هجرت از مک و دفاع از حریم اسلام در غزوات و نیز همکاری و همدلی آن حضرت با خلفای راشدین، همه در راستای قوام شجره طیبه معرفت بوده است. شجره ای که درونمایه همه ادیان آسمانی است.

آن حضرت در زمان خلافتش هم بیشترین تلاشهارا از خود بروز داد تا معارف دینی و درونمایه و اهداف انسان ساز وجامعه ساز و وجدان پسنددین را برای دیگران بنمایاند. جنگهای هم که بر حضرتش تحمیل شد توسط کسانی بود اسلام را به صورت چند شعار و مناسک قشری و افراطی می دیدند و تعهدی به ابعاد انسانی و این جهانی دین نداشتند.

بطور نمونه خوارج همان مسلمانان قشری گرا، افراطی، دگم و متعصبینن بودند که  اسلام را در حد فهم کودکانه و ابتدایی و شعاری و احکام شرعی فرعی خلاصه می دیدند. اینان گرچه در ظاهر حافظان قران، نماز خوانان و شب زنده داران  و کسانی بودند که زانو های شان از کثرت سجود پینه بسته بودند. اما از اهداف قدسی دین که ملکوتی کردن انسان، اعتلای عقل و جان آدمی و بینای جامعه مبتنی بر عدالت و معرفت می باشد، بیگانه بودند.

آنان با ظاهر اسلام به جنگ باطن اسلام آمدند. و با سلاح تکفیر و تفسیق علیه ارمانهای الهی و نبوی و علوی دستبه طغیانگری زدند. حضرت علی (علیه السلام) بعد از متلاشی شدن ظاهری آنان فرمود: <<والله لقد فقأت عین الفتنة>>؛ سوگند به خدا من چشم فتنه را درآ وردم . جمله فوق اشاره دارد به خطیر بود مقابله با صورت گرایان و دگم اندیشان و متعصبان کور و تکفیری، کاری که از کسی ساخته نیست.

آخر الامر هم حضرتش در شب قدر توسط یکی ازبازماندگان همان خوارج، شربت شهادت نوشیدند و روح ملکوتی اش به جبروت اعلا مهمان جاودانه الهی شدند و از آن زمان کنون همه آزاد مردان تاریخ از سیره و آرمان حضرتش به عظمت و قداست یاد می کنند و  همه عارفان و فلاسفه اسلامی خودشان را بدون واسطه و با واسطه به آن حضرت می رسانند.

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدارا

که به ماسوا فکندی همه سایه ای همارا

دل اگر خدا شناسی همه دم رخ علی بین

به علی شناختم من به خدا قسم خدارا

 

با مطالعه در آثار و رفتار حضرتش به طور قطع می توان ادعا کرد که آن حضرت بیشترین تلاش را در جهت گسترش اسلام معرفتی و عقلانی داشتته اند.

بطورنمونه حضرت هدف از بعثت پیامبران را، برآنگنختن گنجینه های مدفون شده عقول آدمیان معرفی می نمایند.:<<بعث النبیین... لیثیروا دفائن العقول>>؛ خداوند پیامبران را برانگیخت تا آنان عقول آدمیان را بیدار کنند. حضرت در نهج البلاغه افکار بلند و دقیق و عمیق فلسفی و غرفانی را مطرح می نمایند. هم چنین در فرازی از خطبه متقین می فرمایند:<< و فی ازمان الفترات عباد ناجاهم

فی فکرهم و کلمهم فی ذات عقولهم  فاستصحبوا بنور الیقضة فی الاسماع و الابصارو الافئدة... یحسب القوم انهم خلطوا لقد خالطهم امر عظیم>>؛ در برهه های از زمانها، خداوند را بندگانیست اهل راز که خدائوند با آنان اسرار خود را در میان گذاشته و با فکر و جوهر عقل آنان سخن ها داشته و سپس آنان روشن می شوند با نور <<یقضة> و بیداری عرفانی در گوشها و چشمها و دلها... مردم آنان را دیوانه و آشفته می پندارند در حالی که اسرار عظیم الهی آنان را به خود مشغول کرده.

حضرتش درجای دیگر می فرماید:<<لوکشف الغطا ما ازدت یقینا>>؛ اگر پرده های ملکوتی و حجابهای نوری در بین خدا و خلق ازپیش چشمانم برداشته شود، باز چیزی بر یقین من افزوده نخواهد شد.

چه زیبا حضرت مولانای بلخ پیرامون حضرتش می فرماید:

از علی آموز اخلاص عمل

شیر حق را دان منزه از دغل

...راز بگشا ای علی مرتضی

ای پس از سوء القضا حسن القضاء

ای علی که جمله عقل و دیده ای

شمه ای واگو از آنچه دیده ایس

برای مولای پارسایان، امیر مومنان علی (علیه السلام) اگر ده ها یا صد ها وصف بر شمرند همه این اوصاف به یک هسته مرکزی بر می گردد و همه از آن هسته واحد سرچشمه گرفته است و آن <<عارف>> بودن حضرت است به معارف حقیقی نهفتهه در ادیان. گوهر معرفت گستری آن حضرت بود که حضرتش را در شجاعت، سخاوت، علم، نوعدوستی، عدالت، اخوت و همت و جوانمردی، فتوت، از همه برتری بخشیده و استثنایی کرده بود.  هم چنین خدا باوری و معرفت محوری حضرت را در امور اجتماعی،سیاسی عدلی ، قضایی، نسخه ای بی بدیل کرده بود تا جایی که گفته اند: <<قتل من شدت عدله...>> ؛ علی به دلیل عدالت محوری شدیدش  به شهادت رسید.

در این مقال به صراحت می توان گفت: علی(علیه السلام) شهدی راه معرفت شد. معرفت او نسبت به خداوند او را بی باک کرده و از ماسوا بریده بود. و شیفته حق و حقیقت و پروانه خدا و عمری محو در خدا بود. و آخر الامر هم در راه گسترش معرفت توسط دشمنان معرفت شربت شهادت نوشید.

عشق وافی است وافی می خرد

در حریف بی وفا می ننگرد

نتیجه ای که از این نوشتار می توان گرفت،‌ این است؛ ماه مبارک رمضان، ماه ضیافت عقل و جان آدمی بر خوان و سفره معرفت بوده و شب قدر هم شب وصول و برخورداری از این خوان و شب دگرگونی انسان می باشد. علی(علیه السلام) مرد بی همتای عالم عشق و عرفان و ذوب شده در رضای حضرت سبحان مهمان خاص  الخاص خداوند بوده و شهید راه معرفت هستند.

برما است که در راستای درک شب قدر و نیز آرمان های معرفتی علوی در ساحت فردی و اجتماعی سعی بلیغ و همت علی گونه نماییم.