چنددو بیتی جدید سید محمد حسینی فطرت sayed mohammad hossaini fetrat
درون عشق عشاقش شرار است
مکن باور خدا از تو برون است
و یا از مفتیان انتحار است
*
درونت چشمه کوثر خروشان
مبرهن هست این سخن از باده نوشان
خدای حور و جنت در درونت
مرو در کوچه جنت فروشان
*
شود آیا دگرباره در این خاک
برویی سربرآری سوی افلاک؟
خدا اکنون تجلی کرده در تو
بشو تسلیم عشقش مست و بیباک
*
حقوق آدمی باشد فرا گیر
در این دوره، به جز این خاک دلگیر
نگر آن خاک مولانا که از عرش
فرو افتاده است در دوزخ و قیر
*
ز «شوپنهاور» آمد این بیانم
که مخلوق خدا چیزی ندانم
تصورهای ما شد خالق و خلق
دل از افسون شان باید رهانم
*
مگو « ملا» بگو دزد تبه کار
و یا دیو سیه مست و سیه کار
بدستش دشنه و دینار و فتوا
ازو مردان آزاده سر دار
*
اگرچه ظاهرا از هم جداییم
به گوش هم بمانند صداییم
ولی در جذبه مستی و وحدت
همه امواجی از بحر خداییم
*
نگویم عشق و می گویم خدایی
در اعماف وجودم چون صدایی
ببر تا چشمه جوشان لاهوت
عبورم ده از این رنج جدایی
*
بیا انسان نو را آفرینیم
بهشت شادی و آسوده از بیم
رها کن قصه اهل شرایع
که اینان دوزخیانند و دژخیم
*
سرا پا گنج و از غفلت گداییم
از آن شهد سعادتها جداییم
گشا چشمان منصوری و بنگر
خدا در ما و ما نور خداییم
*
رفیقم آن خدای مهر و مهتاب
به جریان از تو چون آن کوثر ناب
درونت جنتی هست جاودانه
رباید از ملایک طاعت و خواب
*
رفیقم از فراز آسمانها
تو مهتابی برای این مکانها
امیدت چون ستار چون سحرگه
بتابد در شب وهم گمانها
*
مرا تو کوثری و زمزم نور
عچب نزدبک تز از جانی ولی دور
بدونت باغ دل یک دوزخ داغ
حضوزت هست بهشت و حضرت حور
*
مسیحای منی ای آسمانی
شبم از یاد تو رنگین کمانی
پیاپی می کشد آغوش وصلت
خیالت در دلم مانند مانی
*
دلم ابر است و ابر پاره پاره
ترا گم کرده ام امشب ستاره
مسیحا گونه سوی این شهیدت
بیا و ده مرا جان دوباره
*
الا ای حامل انوار قدسی
درونت هست خدای عرش و کرسی
همه عالم بود در بزم وحدت
همه مهمان یک بزم و عروسی
سید محـمد حسینی (فطـرت) هستم فارغ التحصیل علوم دینی یک دوره خارج فقه و اصول (معادل فوق دکتری در علوم دینی). همینطور فارغ التحصیل رشته دین و رسانه مقطع کارشناسی ارشد و دانشجوی مقطع دکتری و نیز دارای مدرک حوزوی معادل دکتری. محقق حوزه عرفان، حکمت، ادیان و نویسنده.